تبليغاتX
یــــــادم نــــــــداده انـــــــــد
یادم نداده اند که وقتی تو نیستی باید کسی به غیر توباشد انیس من
 
دو غزل قبل از غزلهای نسبتآ آخر من هستند.واما دو غزل هم از مجموعه غزل 

"دو پیرهن جلو تر از خودم "که  سال ۱۳۸۳توسط انتشارات  داستانسرا به چاپ رسیده است.

ترکیب بی تناسب چشم و لب دماغ

تسمیه کرده اند تو را اردک و الاغ

قلبی برای تنگ شدن،کینه و حسد

در تو نبوده است ولی خاطری فراغ...

"فرزند اجتماعی من راگرفته ای

از مادری که من،پدری بی دل و دماغ

هر کس رسید حرف خودش را زد و گذشت

من ماندم و تو و تبی از اشک های داغ

 

این صحنه در نگاه کسی تازگی نداشت:

"یک دختر روانی درحال خون دماغ"

حالا که چند صحنه به این شکل رد شده،

پیچیده در شتاب خبرهای داغ داغ:

"دیوانه همیشگی شهر گم شده"

اما هنوز هیچ نگاهی از او سراغ...

 

غزل بعد:

تو نیستی که صدایی به شعر من برسد

دوباره حال و هوایی به شعر  من برسد

هنوز آمده ای گفتنم تصنعی است

برای این که صفایی به شعر من برسد

من انتظار زیاد از خدا نداشته ام

فقط برای خدایی به شعر من برسد

اگربه این دو ،سه بیتم چرند گفته شود؟

اگر دوباره بلایی به شعر من برسد؟

اگر از آمدن بعدی ات به این اطراف

فقط صدای عصایی به شعر من برسد؟

هنوز زیر سوال منی و توی درنگ

بدون این که صدایی به شعر من برسد

محیط بسته و تنگ ردیف منتخبم

اگر گذاشت فضایی به شعر من برسد! 

|+| نوشته شده توسط عزت خلیفه زاده-بندرگناوه در یکشنبه 1386/10/16  |
 
 
بالا