|
دو شعر زیر از مجموعه کمی از دیروز خالی است سروده دوست همیشه زنده ام عذرا حیدری است شاعره ای که با شروع جدی در سال ۸۰ و ادامه جدی تر آن ما را نویدهای خوبی داد ولی در فروردین ۸۳ همه ی امیدها یمان ...مجموعه اشعار وی که توسط علی رضا خلیفه زاده واین حقیر گردآوری و انتخاب شده اند بیشتر شامل شعرهای ۸۰و ۸۱ وی می باشند . شعرهایی که خود او آنها را اتود محسوب می کرد وحتی راضی به ارایه آنها هم نبود ولی ما حیفمان آمد که ...
این بار خیال کن این پله اگر خیابان بود و تو شاعر که نباشی شاید شاعرانه تر است اولین پله سطری است ناخوانا قدم زدی توی هوا روی سر گنجشکها هم که راه نروی لااقل می افتی روی پیشانی شعری که سر به هواست دومین پله یک گام شاعر شده ای وشیشه های مربا چای را می چسباند توی بعد از ظهر کلنگی سومین پله اما آسفالت که داغ وحرفهای نیمه خورده ات جوش بخورند سر بروند حوصله ات هم اگر اصلا خیالی نیست داری خیال می کنی آخرین پله را ایست! این جا آخر خط نیست شاعر نیستم که ادامه دهم! وشعر دیگر وق وق وق اصلا مهم نیست کسی خوشش بیاید و یک تکه نان پرت کند -سنگی- یادلش هری بریزد توی دامنش -عاشق که نه- حالا هم از تمام سر و ستاره ها بالا نیامده ام که بیایم توی خیال شما پشتک بزنم برقصم ویادم بیاید پارسال همین جا از همین سوپر مارکت سر کوچه گل های روسری ام را چیدی چند تا ...تا حساب کنم بزند به حساب ما...آقا!! آخر کوچه باد می شماری من ورق ورق می شوم و تو یادت رفت نرفت زل زدی به موهام و چندتا گل از روسری دارم حساب می کنم حساب شدی آدم وق وق وق که سری توی... مرحومه عذرا حیدری (۱۳۶۳-۱۳۸۳)
|