|
سلام و یک غزل(اگر چه از آن روزها ولی نقد دوستان همیشه تازگی دارد) آیا تو بچه ای سرراهی نبوده ای؟! فرزند دلنخواه گناهی نبو ده ای؟! فرزند هیچم پدر و مادری که تو فرزند آن دو هستی و گاهی نبوده ای بگذار پشتوانگی ات سهم من شود با این که گاه پشت و پناهی نبوده ای قال قضیه را بکن و راحتم بکن من را چه کار اگر پر کاهی نبوده ای
شاید تو هم برادر ناشرعی منی هرچند طبق هیچ گواهی نبوده ای!!
|
|+|
نوشته شده توسط عزت خلیفه زاده-بندرگناوه در پنجشنبه 1387/07/18 و ساعت 10:39