تبليغاتX
یــــــادم نــــــــداده انـــــــــد
یک یا دو بیت مانده به پایان شعر"زن"

 

 

 یک یا دو بیت مانده به پایان شعر"زن"

مردی نگاه می کند از واژه ها به من

مردی که لای شعر "زن "ام سرفه اش گرفت

حرفش شروع می شود از ریشه "زدن"

(داری مرا فرام...فراموش می کنی

لابد که ذک...که ذکر من افتاده از سخن)

بحثش ادامه می خورد وپخش می کند

ویروس لای قافیه هایم: اِهه اِهم

-مدیوم مانده ام که بیایی به لحظه هام

احضاری "توقع و تردید و سوءظن"!

 

دیگر به رنگ و بوی اتاقت نمی خورد

تصویرپاره پوره ی این چند کرگدن

دیگر شبانه های تورا پر نمی کند

خلوت گرفتن تو و یک ضبط واکمن

حالا اتاق خاطره هایت پر از من است

حالا که می دهی همه را نسبت لجن

 

حرفش شده است با همه ی حرفهای من

 

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط عزت خلیفه زاده-بندرگناوه در جمعه 1388/05/09 و ساعت 19:32

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس