تبليغاتX
یــــــادم نــــــــداده انـــــــــد
تورفته ای به جهان زنی که من نشدم

 

 

خوش آمدی به من ِگوشه ای، به "زندان بود"

به آخرین رمق من که رو به پایان بود

خوش آمدی به روال جدید روز و شبم

به بازسازی تقویم من که ویران بود

نبودی و همه ی لحظه ها همیشه همان

غروب نیمه ی پاییز و سال آبان بود

غزل کناره گرفت از فضای دلخواهم

غزل که سنگ صبورم پس از خودت آن بود

تو تکه تکه مرا...کوه کوه ...ابراهیم!

سپس ندا شدم و زنده ای که انسان بود

اگر خدای نکرده، اگر زبانم لال

دوباره توی سرت فکر های شیطان بود؟

 

 

تورفته ای به جهان زنی که من نشدم

و برده ای رمقی را که رو به پایان بود

تفاله های مرا زیر خاک پنهان کن

وروی آن بنویس از نخست بیجان بود

تعصبی نشوی ناگهان اگر دیدی

که نام شاعره ات نام یک خیابان بود!!

غروب های من از روی میز افتادند

غروب ها همه اش جمله های ویران بود!

                                                                     ۱۰/۰۷/۸۸

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط عزت خلیفه زاده-بندرگناوه در جمعه 1388/07/17 و ساعت 9:59

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس